لعنتی تو باز هم با لحظه هات احساس منو تیره کردی!.. ..

باز هم در اوج تنهایی و بلبل بی صدا،بلبلی که همه هنگامی که می خواهند فریاد بزند در اوج سکوت به سرمی برد

اخه تا کی باید بگی ای کاش و ای کاش .چرا هیچ وقت نمی شه خیال را به واقعیت پیوند زد

چرا نمی شه به پایان برسه این انتظار.

 تا کی باید این دست خسته بنویسه به یاد آن همه ...

انتهای این همه بی کسی به کجا می رسه

 تا به کی باید آسفالت های جاده را لمس کرد و تک تک آن را به وجودت پیوند بزنی .

تا کی باید تحمل کرد این همه شکست را

اخه چه قدر این جاده طولانیه

و از همه بدتر داری جاده ای را نگاه می کنی و طی می کنی که نمی دونی انتهایی داره یا نه البته یک اطمینانی بهت می گه که هیچ وقت به آخر نمی رسی هیچ وقت

و    این که توی این جاده فقط تنها همدمت واژه هاست که تازه اونم خودت متولدشون کردی

و بدتر از این ها این که تک تک اعضای وجودت را نیستی گرفته و هیچ صدایی نمی یاد همه جا در اوج سکوته اما صدای گریه هات هیچ وقت تنهات نمی ذاره و تنها صدایی که می یاد همین صداست

خیلی سخته ها  ...

پ ن :فاصله ی من تا تو یک قدم بود اما با دست های خودت جاده اش  کردی ..!

جاده دلتنگی

/ 927 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهدی

سلام انجمن گفتگو در ارتباط با مسائل مختلف ایجاد شده است. در ضمن اگه جای موضوعی خالیه, بگید تا ایجاد بشه. امیدوارم با فعالیتتون بتونیم این انجمن رو در موضوعات مختلف گسترش بدیم. با پیشنهاد شما میشه تالاری در مورد فعالیتتون ایجاد کرد. www.forum.porforoush.com info@porforoush.com

دردونه

سلام براو كه چه بسيار گناهان را از پرونده ما مي زدايد وچه عيب ها كه بر ما مي پوشاند سلام براو وشب قدري كه از هزار ماه بهتر است. رمضان ماه نزول قران رمضان توبه وعفو يزدان رمضان ماه ز خلق بريدن رمضان ماه به حق پيوستن رمضان از گناه برحذر بودن رمضان ماه شهادت علي يا رب لطفي كن تا توبه كنيم در مجال رمضان ما رو هم تو اين ماه عزيز از دعاهاي خيرتون محروم نکنيد

بابک

حالتون چطور است؟ نمیدونم اخرین حظورم در وبلاگتون کی بود؟ دقیقا یادم نیست...اینده ابستن حوادث بسیاری هست...فردای تو دور نیست...و تو ادم امروز شاید نباشی..میدونم با نوشتن ارضا میشی..پس بنویس باز هم...نمیدونم...توانایی هاتو تا به حال سنجیدی؟...میدونی میتونی خیلی کارها انجام بدی؟ ....کار های فراتر از اون چیزی که فکرش رو میکنی...و باور نکنی که تو یه انسانی و میتونی این همه کار با هم انجام بدی...این عشق های رمانتیک و آتشین ذهن هر دوشیزه ایی رو پر میکنه از خواسته و خیال...من نمیدونم در پنهان ترین نقظه قلب تو چه چیزی خفته... و بایدم ندونم چون اون تنها تعلق به خودت داره...و نمیتونم ارزش های تو رو زیر سوال ببرم...ولی همیشه وچود یه پرانتز بد نیست... کدام قله کدام اوج؟ به من چه دادین؟ ای واژه های ساده فریب