تو بودن از تو گفتن زيباست
مثل آواز قناري تو بهار

با تو بودن از تو گفتن زيباست
مثل آواز قشنگ جويبار

با تو بودن از تو گفتن زيباست
مثل نيلوفر آبي در آب
مثل اشكهاي لطيف شبنم روي گونه هاي زنبقهاي خواب

با تو بودن از تو گفتن زيباست
مثل بارش بارون تو كوير
مثل رويش دوباره چمن روي تن يخ زده زمين پير

تويي مهتاب سحر ، تويي بارون كوير
از تن خستهء من گرد غربت را بگير
مثل خورشيد بزن و آبم كن
مثل لالايي شب خوابم كن
به تن خسته بزن رنگ دگر
دل ما را تو ببر تا به chetor bood? khoshhalmisham doostan nazar bedin

/ 3 نظر / 5 بازدید
baran

سلام دوست من.فکر کنم تازه شروع کردی؟؟؟!!!! برای روزهای اول خوبه...موفق باشی...پيش منم بيا...قربانت باران.......

farinaz

شعر که قشنگ بود. حالا ديگه فهميدم داستان از چه قراره. به قول اون روانشناس معروف: تو الآن توی پله صورتی ارتباط عاشقانه هستی. هنوز عينک و مه صورتی دورت رو گرفته. بوووووووووووووووووووووووووووس

zombolbashtin taksavanehi

فکر ميکنم با انگيزه و اشتياقی که داری روزی شعرهای خوبی خواهی سرود... با آرزوی موفقیت...