می خواهم خاک کوی تو باشم ...

                                          آســــــمانیــم ! دچار دردتنهاييم ،قلبم را برده امواج دريا به هيچستان به ان کوير که تشنه ی عشق توست! در بين انتظار های پی درپی تو را می جويم ! اما نيستی !کجايی پس!دلم تنگ است برای بودن ها،ماندن ها،صدای قدم هايت را فراموش نکرده ام لذت اغوش پر مهرت رابه ياد دارم.  گرمای وجودت هنوز گرمابخش قلبم است، اما حيف تنها اين ها خاطره است اما حال مانند ديوانه ی شوريده ای شده ام  که قلبم را اب برده و عشق دلم را از ياد برده دستام سرد است  و تاریک همه ی اين بهانه ها و دلتنگی ها و راه يافتن سياهی ها به سفيدی ها و نابودی به دوباره يافتن.توهستی! اما من باز هم در انتظارت می مانم  می مانم تا معنای ماندن را به تو بفهمانم سلاممممممم جـــيــــــــگراخوب بيديد ؟ دلم براتون تنگ بشده بود  ها حالا نمی دونم امتحان هام شروع بشه چی کار کنم دلم براتون تنگيد  05.gif  اهان تا ياد نرفته بگم اين اخرين اپم هست تا بعد از امتحان هام ۲۲ دی منتظرم باشيد برای اپ بعدی البته اين امتحان ها که امتحان های درسی است ما بايد يادمون باشه که در امتحان های زندگی موفق باشيم که من می دونم برو بچ اسمون دل انشا الله موفق هستند35.gif ها داشت يادم ميرفت ها متن بالا شايد برای دوستای قديمی که به وبلاگم می ايند اشنا باشه يک تکه هاييش اخه يک متن نوشتم جديد  ديد م اگر بامتنی که  قبلاْ ها در وبلاگم نوشته بدم قاطی کنم بهتر ميشه حالا خوب نوشته بيدم or بد ؟ خودم می دونم خوبه مگه نه  04.gif نه   12.gif نه و کوفت   04.gif بابا منو رو سفيد کردن شعر مسابقه را ان دفعه بعضی ها درست گفتن  اسامی دوستای گلم که درست گفتن : ژيلای ماهم و مانيای عزيز و خاله سارا و عليرضای عزيز 

ممنونم که همراهيم کرديد اميدوارم اسم کسی جا نيفتاده باشه حالا هم هواسا جمع بشد کجا 04.gif منفی نباش همين جا می خوام شعرا بگوئم شاعرش را بگوئی! ? 13.gif؟ 

در ان نفس که بميرم، در ارزوی تو باشم          بدان اميد دهم جان که خاک کوی تو باشم

به وقت  صبح قيامت که سر زخاک بر ارم        به گفتو گوی تو خيزمبه جست جوی تو باشم

به مجمعی که در ايند شاهدان دوعالم            نظر به سوی تو دارم غلام روی   تو باشم

 حديث روضه نگويم،گل بهشت نبويم             جمال حور نجويم،دوان به سوی تو باشم

به خوابگاه عدم گر هزار سال بخسبم             به خواب عافيت آن گه به بوی موی تو باشم

می بهشت ننوشم ز جام ساقی رضوان            مراباده چه حاجت که مست بوی توباشم

 

اين بود شعر زودی بگيد شاعرش کيه که خيلی معروف بيد ها 05.gifدوستای گلم يک خواهش دارم خيلی برام دعا کنيد امتحان هام را خوب بشم دوستای گلم يک مطلب خواندم خيلی قشنگ بود حيف بود ننويسم براتون در زير براتون نوشتم :    

 يک روز يک مردتوی خواب تمام طول زندگييش را مبيند .تمام اتفاقات و وقايع!

همش را توی يک ساحل و کنارر دريا! توی لحظات زندگيش که در خواب می ديد هميشه دو ردپا روی ساحل و کنار دريا بود!

 يکيردپای خودش و يکی ردپای خدا!اا

توی اين مسير ، بعضی جاها فقط يک ردپا بود و بعد از فاصله ای بعضی رد پاها دوباره ۲تا می شد .

اون قسمت هايی که رد پا ها يکی بود مربوط بود به سخترين و عذاب اور ترين روزهای زندگيش .از خدای خودش عصبانی شد. گفت تو مگه نمی گويی هميشه و توی همه لحظات در کنار من هستی ؟!

مگه نمی گويی هيچ وقت تنهات نمی گذارم؟!

پس چرا در مسير زندگی من ، توی اون شرايط سخت و اوقات بیچارگی و بد بختی فقط يک رد پاهست؟!                          

 خدا گفت: من هميشه و همه جا با تو هستم و تنهاست نمی گذارم !اونجا هايی که می بينی فقط يک رد پا هست

 ،اون رد پای منه که تو رو روی دوش گرفتم و دارم در مسير زندگی به جلو می برمت!

/ 170 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بابا عظیمی

بهاره جان این سه تا شعر اخری از شاملو بود...انشالله راضی شده باشی.....شاد باشی گلم

ÅH|Ð/\

مثل هميشه واسه ی من سنگين بود

nazli

سلام بهاره جون....خوبی؟..ممنون از حضور مهربونت....زيبا مينويسی....نازلی

meysam

بيمعرفت شدی يا بودی بهار؟؟؟؟؟؟؟ خواستی بيا يه يادی از دوست قديم کن

مینا

بهاره عزيزم سلام.خوبی؟ به روزم و منتظر حضورت.

شهرزاد

سلام بهاره جان...خوبی عزيز...دلم تنگ شده بود برات...خيلی تغييرات دادی...تبريک...کامياب باشی دوست عزيز..با دو خط موازی در خدمتيم...

?؟سارا?؟

سلام بهاره جون خودم.دوسته جدید و ماهم.وبلاگت خیلی ماهههههههههههههههههههه.دیگه چی بگم:دی.شب هم اگه زنده بودم حتما سر میزنم.از این به بعد اسمه ولاگت میره تو قسمتی که اسمه دوستای جون جونیم هست.پس تا شب بابای عزیزم.

علیرضا پسری که ...

سلام بهاره جونی... خوبی؟؟؟ ... وای ميبينم که مشغول امتحان دادن هستی... مطمئنم همشونو خوب ميدی و اين بارم شاگرد اول ميشی( چشمک) ..اومدم پيشت چون هم دلم برات تنگ شده بود همم بگم که به يادت هستم... تا بعد خدانگهدار...

علیرضا پسری که ...

تمام دامنه ي دريا را گشتم تا پيدايت كردم! آخر اين رسم و روال ِ رفاقت است، كه دي نيمه راه ِ رؤيا رهايم كني؟ مي دانم! تمام اهالي اين حوالي گهگاه عاشق مي شوند! اما شمار ِ آنهايي كه عاشق مي مانند، از انگشتان ِ دستم بيشتر نيست! يكيشان همان شاعري كه گمان مي كرد، در دوردست ِ دريا اميدي نيست! مي ترسيدم - خداي نكرده ! - آنقدر در غربت ِ گريه هايم بماني، تا از سكوي سرودن ِ تصويرت سقوط كنم! اما آمدي! بانوي هميشه ي نجات و نجابت! حالا دستهايت را به عنوان امانت به من بده! اين دل ِ بي درمان را كه در شمار ِ عاشقان ِ‌هميشه مي گنجانم، انگشتانم، براي شمردنشان كم مي آيد

ستاره

سلام وبلاگتون عاليه موفق باشيد بای ستاره _________***__*_**** ___________ ____________**__**_____* __________ ___________***_*__*_____* _________ __________****_____**___****** ____ _________*****______**_*______** __ ________*****_______**________*_** ________*****_______*_______* _____ ________******_____*_______* ______ _________******____*______* _______ __________********_______* ________ __***_________**______** __________ *******__________** _______________ _*******_________* ________________ __******_________*_* ______________ ____**___*_______** _______________ ___________*_____*__* _____________ _______****_*___* _________________ _____******__*_** _________________ ____*******___** __________________ ____*****______* __________________ ____**_________* __________________ _____*_________* __________________ _____________*_* __________________ ______________** __