به ياده يک اهنگ> تو را از بین صدها گل جدا کردم

تو سینه جشن عشقت رو به پا کردم

برای نقطه ی پایان تنهایی

تو تنها اسمی بودی که صدا کردم

عشق من عشق من

عشق من عشق من

بگو از پاکی چشمه منو لبریز خواستن کن

با دستات حلقه ای از گل بساز و گردن من کن

اگه از مرگ باورها از آدمها دلم سرده

نوازش کن تو دستام رو که خیلی وقته یخ کرده

که خیلی وقته یخ کرده

عشق من عشق من

عشق من عشق من

دیگه دلواپس بودن واسم بسه

دیگه بیهوده پیمودن واسم بسه

زیادیم کرده پژمردن

زیادیم کرده غم خوردن

توی بیداد تنهایی

درعین زندگی مردن

عشق من عشق من

عشق من عشق من

بگو از پاکی چشمه منو لبریز خواستن کن

با دستات حلقه ای از گل بساز و گردن من کن

اگه از مرگ باورها از آدمها دلم سرده

نوازش کن تو دستام رو که خیلی وقته یخ کرده

که خیلی وقته یخ کرده

عشق من عشق من

عشق من عشق من

دیگه دلواپس بودن واسم بسه

دیگه بیهوده پیمودن واسم بسه

زیادیم کرده پژمردن

زیادیم کرده غم خوردن

توی بیداد تنهایی

درعین زندگی مردن

عشق من عشق من

عشق من عشق من و به یاده یک شعر>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>
افق روشن
روزي ما دوباره كبوترهايمان را پيدا خواهيم كرد
و مهرباني دست زيبائي را خواهد گرفت
روزي كه كمترين سرود بوسه است
و هر انسان، براي هر انسان
برادريست.
روزي كه ديگر درهاي خانه شان را نمی بندند
قفل افسانه ئيست
و قلب براي زندگي بس است.
روزي كه معناي هر سخن دوست داشتن است
تا تو به خاطر آخرين حرف دنبال سخن نگردي.
روزي كه آهنگ هر حرف، زندگيست
تا من به خاطر آخرين شعر رنج جست و جوي قافيه نبرم.
روزي كه هر لب ترانه ئيست تا كمترين سرود،بوسه باشد.
روزي كه تو بيائي، براي هميشه بيائی و مهرباني با زيبائي يكسان شود.
روزي كه ما دوباره براي كبوترهايمان دانه بريزيم
… و من آن روز را انتظار ميكشم
حتی روزی كه ديگر نباشم.
شاملو

/ 4 نظر / 5 بازدید
رهگذر تنها

عزيز مهربون سلام متن خيلی زيبايی بود منو ياد خودم می اندازه عزيزم بازم بيا پيش قلب تنهام .....(تمام روز در آيينه گريه می کردم / بهار پنجره ام را به وهم سبز درختان سپرده بود / تنم به پيله تنهاييم نمی گنجيد ......تمام روز نگاه من به چشمهای زندگيم خيره گشته بود / به آن دو چشم مضطرب لرزان / که از نگاه ثابت من می گريختند ....)

fatemeh

خيلی رمانتيک بيد

farinaz

اولين شعر که من رو ياد يک دورانی از زندگيم انداخت... در باره دومی هم بايد بگم که: آرزو کردن بر جوانان عيب نيست...