من با اين همه موج تنهايی هايم چه کنم؟

در ساحل سکوت راه ميروم.هر موج شيشه سکوت را ميشکندوکفش های من پر از شن وآب و تنهايی است02.gif وموج هاازشکست خسته نمي شوند

/ 91 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مرضيه

سلام...لحظات تنهائی سخت و دلگيرن... اما آدمو می سازن...

بقچه

بابا خوش به‌حالت.چه قدر بيننده داری! دست ما رو هم بگير....... پشت سر خاطره‌ی موج به ساحل صدف سرد سکون می‌ريزد.

sogol

تمام اقتدار و عظمت موج به شکنندگي شه!... چرا اين جوری دختر خوب؟ چرا ناراحت؟!

حامدفردين

سلام به بهاره عزيز..خوبی مهربون....چه خبرا ديگه داداشت رو فراموش کردی...باشه بابا....باشه...ولی ما خيلی مخلصيم ها....خوش باشی و موفق..يا حق

الهه

سلام بهاره جون قربون اون دلت برم ... مرسی که اومدی عزیزم نبینم دلت بگیره و غصه دار باشیا ...

تو اي پري كجايي ؟

سلام بهاره جان ... دنبال جايی می‌گشتم برای صحبت تا تو را يافتم ... موفق باشی

تو اي پري كجايي ؟

سلام بهاره جان ... من آپم دوست داری سر بزن خوشحال می‌شم از ديدن رد پات...

مهرنوش

سلام عزیزکم خوبی؟؟بابا من که همیشه میام پیشت ولی تو هر وقت میای فقط ازم شکایت میکنی..

بهاره

يك روز،يك وقت كفايت مي‌كند. به گذشته منگرو اندوه گذشته مخور چه گذشته، گذشته است و ديگرنمي‌تواند بيازارتت و آينده نيز كه هنوز نيامده. حال را درياب و آن را زيبا بيافرين كه شاينده زيبايي است به خاطر بسپار. ممنون عزيزم